خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
187
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
عام ، ممكن عام مخالف به شرط وصف است . ساير موارد را نيز به همين قياس بايد در نظر گرفت . اما نقيض جهاتى كه مركب از اعتبار ذات و وصف هستند ، بايد بهگونهاى باشد كه بعد از رفع هر دو ، حكم باقى باشد . ازاينرو با نقيض عرفى خاص ، حكم يا ضرورى ذاتى موافق است يا مطلق عام وصفى مخالف يا نقيض عرفى اخص ، حكم يا دائم ذاتى موافق است يا مطلق عام وصفى مخالف . با نقيض مشروط خاص حكم يا ضرورى ذاتى موافق است يا ممكن عام وصفى مخالف . با نقيض مشروط اخص ، حكم يا دائم ذاتى موافق است يا ممكن عام وصفى مخالف . با نقيض عرفى لا مشروط عام ، حكم يا مشروط عام موافق يا مطلق عام وصفى مخالف . با نقيض عرفى لا مشروط لا دائم ، حكم يا دائم ذاتى موافق است يا مشروط اخص موافق يا مطلق عام وصفى مخالف در باقى جهات نيز بايد همينگونه قياس نمود . فصل نهم : عكس و عكس مستوى در موجهات در مباحث گذشته به اجمال ، عكس را بيان كرديم . اكنون مىگوييم كه در عرف اهل اين صناعت ، عكس اين است كه محمول را به جاى موضوع و موضوع را به جاى محمول قرار دهيم ، يا اينكه مقابل محمول را به جاى موضوع و مقابل موضوع را به جاى محمول بگذاريم ، به شرط آنكه كيفيت و صدق قضيه به حال خود باقى باشد ؛ اما بقاى كميت يا جهت ، در عكس شرط نيست . اگر بخواهيم اين تعريف شامل قضاياى شرطى نيز بشود ، بايد به جاى موضوع ، محكوم عليه و به جاى محمول ، محكوم را به كار ببريم . عكس بر دوگونه است : 1 - عين موضوع و محمول را به جاى همديگر قرار دهيم . نام اينگونه عكس عبارت است از : « عكس مستوى . » 2 - مقابل موضوع و محمول را به جاى همديگر بگذاريم . اينگونه عكس ، « عكس نقيض » ناميده مىشود . مقصود از « مقابل » ، در قضاياى حمليه ، مقابل تحصيل و عدول يا ايجاب و سلب مفرد است ، نه مقابل تضاد يا نوعى ديگر . اما در شرطيات مقصود از مقابل ، نقيض است .